|
امروز علی اصغرهای زیادی با لب تشنه در خون غرق شدن . امروز گوشه ای از قیامت در غزه برپا شد . امروز فرشته های خدا گریه کردن . امروز موسی دوباره قومش رو نفرین کرد . امروز معنی تنهایی جدم حسین ابن علی رو فهمیدم . امروز نیاز به مهدی زهرا رو بیش از پیش احساس کردم . امروز دوباره برای یتیم ها بغض کردم . امروز بازم برای اینکه شیعه ی علی ام خدا رو شکر کردم . مگر برادر فلسطینی که زیر آتش رژیم غاصب به شهادت میرسد چه کم دارد از منی که اینجا در آسایشم و مدام به زمین و زمان گیر میدهم؟ به راستی مگر جز این است که به جرم اسلام کشته می شوند و برای دفاع از بیت المقدس، قبله اول مسلمین؟ واقعا وقت آن نشده که هرکدام یک سطل آب برداریم و اسرائیل را با سیل نابود کنیم؟!! به راستی چشم آن کودک فلسطینی مگر به دست من و تو در ایران، خانه مسلمین آزادیخواه جهان نیست؟ آیا وقت آن نشده که کمی به خود بیاییم!؟ آیا نرسیده آن زمان که ملت ما به خروش آید؟ به خدا قسم! همین ابراز همدردی ها کمترین کاریست که می توانیم انجام دهیم، پس هرکه ننوشته، بسم الله!
روز، شب میشود و شب، روز. تاریک میشود و روشن. وهمه عادت کرده ایم.... خوش نیست اما عادت است؛ عادتی معقول! روزگار بر وفق مراد عاقلان است وماهم.. سرگرمیم و دلسرد، که سر با «عقل» گرم میشود و دل با «عشق»... و«محرم» آغاز دلگرمی هاست... چون «کربلا» مامن عشق است و عشق آغاز «بلا»... کاش طاقت عاشقیمان باشد؛ «کربلا بادیه ابتلائات است و هیچ کس را تا به بلای کربلا نیازمودهاند از دنیا نخواهند برد...»(س.م.آوینی) "اعوذ بالله من الکرب والبلا...." چند روزیست که هم سرگرمیم و هم دلگرم... که محرم آمده است... "....و محرم آمد! محرم راز اما، کنج تاریکی غفلتهامان دیده پرخون دارد، روضهخوان غم نااهلی دینداران است، که همه میگویند: «اندکی صبر سحر نزدیک است...!»" ...التماس دعا!
یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت:
|
About![]()
خدایا ! Archivesآبان 1388مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 Links
زهرا جون |